میروی با اشک حسرت دیده ام را تر کنی
میروی تا با نبودن عشق را پرپر کنی
آن همه گفتی نگاهم با نگاهت زنده است
من نباشم میتوانی روزها را سر کنی؟
در نبودت گریه کردم آینه احساس کرد
آینه شو گریه ام را حس کنی ،باور کنی
سبز در عشقت شدم ،کم کم تو دانستی ولی
عاقبت میخواستی در قلب من خنجر کنی
بعد تو در سینه نامت میشود یک خاطره
کاش میشد قصه عشق مرا باور کنی

اگه جای من باشین میفهمین منظورم چیه؟؟؟
ن

حرف رفتنت که میشه
دلم انگار که می شکنه
نمی خوام به یاد شبی که
واسه ما شه شب آخر
صد هزار حرف نگفته
واسه تو تو سینه دارم
شب و روزازتو نوشتن
همیشه همینه کارم
جریان گرمه عشقه
لحظه لحظه با تو بودن
تو وجود من نشسته
بی توازغصه سرودن
کاش می شد اینو بفهمی
که چقدربرام عزیزی
وقته رفتنم یه دنیاغصه
تو دلم می ریزه!!!
خوبه این مداد و کاغذ
همدم تنهایی هامه
خوبه وقتی بی تو هستم
دست کم اینا باهامه
تویه دنیایه وجودت
جزمحبت نمی بینم
انقدر ماهی که با تو
حتی ماه رونمی بینم
حس من حس غریبی
ازغم وعشق ونیازه
میدونم میای یه روزی
با یه دنیا حرفه تازه

صداي خيس بارون رو ميشنوي؟
آسمون دلش گرفته........آسمون داره اشك مي ريزه......
دل خيس آسمون داد ميزنه: كجايي پس
انگار اسمون هم انتظار ميكشه....آسمون داره گريه ميكنه.....
درست مثل من......
*من از شادي اشك ميريزم و اون از غصه.....آخه من تورودارم اون نداره..... .
ولي ديگه منم مثل آسمونم تقدیم به عزیزترینم![]()
![]()