
اونکه دلسپرده بود و حالا دلمرده منم
گفتم از تلخی تقدیر و غروب و فاصله
ولی تو نگفتی:همراز قسم خورده منم
توی آتیشت یه روزی ذره ذره آب شدم
حالا این دشت کویری که ترک خورده منم
جای خون توی رگام جاریه شعر گم شدن
اون که غمهای دلت رو با خودش برده منم
روح آزرده منم
بی تو پژمرده منم
بیا تکیه گاه من
تا دوباره نشکنم
ای عشق می کنی دوباره گمراهم
دردا !!من جوانی را بسر کردم
تنها از دیار خود سفر کردم
دیریست قلب من از عاشقی سیرست
خسته از صدای زنجیر است
دنیا !! اولین عشق مرا بردی
دنیا!!دم بدم مرا تو آزردی
دنیا !! سرنوشتم رو به یاد آور
دنیا !! سرگذشتم را بکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرق در رازم
گم شدن در غربت دریا
بی نشان و بی هم آوازم
میروم شبها به ساحلها
تا بیابم خلوت دل را
روی موج خسته دریا
مینویسم اوج غمها را
وقتی که ساز صداقتم همیشه پر سرو صداست
وقتی که یکبار نشد تا زیر حرفم بزنم
من تونسنم غم عشق بی ریا رو بدونم
تمی تونی نمیخوای که با من همصدا بشی
تو بخاطر خودم از من باید جدا بشی
نمی تونی نمی خوای حرفامو باور بکنی
قصه حقیقی احساسمو ازبر بکنی
اگه تو می خوای بری عمریو تنهام بذاری
واسه اینه که خودم رو به تماشام بذاری
اما من هرگز نمیخوام که فراموشم کنی
مثل آسمون بی ستاره خاموشم کنی
شعر با تغییرات میباشد(با تشکر از سیروان)
چند روز خيلي فكر كرده.
خيلي شبها با ياد دخترك ميخوابيد ولي... حالا چند شبه
حرفاي دخترك اونو تا نيمه هاي صبح بيدار نگه ميداره.
پسرك گفته بود حاضره همه كار واسه خوشحالي اون
انجام بده .
حالا........
پسرك ميتونه ريسك كنه و چند سال انتظار رو به جون
بخره كه شايد تو اين كنكور قبول بشه.كنكوري كه تو اون
همه رقيباش سهميه دارن.شايد هم .شايد كه نه به
احتمال زياد شكست بخوره. ولي كاشكي اين هم يه
كنكور بود اونوقت پسرك ميتونست دوباره تلاش كنه ولي
اينبار واسه پسرك فرصتي نمونده.اون يه شيشه اس
يه شيشه ترك خورده اگه اينبار هم قبول
نشه..............
...................
پسرك ميخواد بره..........ولي كي ميدونه مقصدش
كجاست؟
شايد مقصدش اوج قله هاي موفقيت باشه... ميدوني
چرا؟ چون دخترك اينو
ميخواست.............................شايد هم نه
يكي ميگفت: اگه يه چيزيو خيلي ميخواي اونو رها
كن.........اونوقت اگه برگشت تا ابد مال تو ميمونه .و اگه
برنگشت...بدونمال تو نبوده كه باهاش شروع كني
حالا پسرك هم ميخواد همون كارو بكنه.ميگه: من هم
خيلي ميخوامش پس رهاش ميكنم اگه بياد تا ابد مال
من ميشه............و اگه برنگشت....تا ابد روياشو
خودش در ابد.
پسرك ازم پرسيد ميگي چيكار كنم؟ من گفتم با مني؟
گقت:نه بابا با اونايي هستم كه الان دارن اين متنو ميخونن
دخترک جواب داد: هیچ تضمینی نمیتونم بدم
پسرک گفت:جز تو هیچ کسی رو نمی خوام
دخترک جواب داد: تضمینی هم هست؟
پسرک گفت:حد اقل میتونی واسم شانسی قایل بشی؟
ولی دخترک بازم گفت:نمیتونم بهت تضمینی بدم
پسرک اینبار گفت ملاقاتمون چی؟
و دخترک اینبار هم گفت:............
.......................پسرک گریه اش گرفته بود..........
دخترک میدونست که پسرک اونو خیلی دوست داره.........واقعا می دونست؟
دخترک گفت:میدونم دوستم داری.........ولی واقعا نمیتونم بهت قولی بدم چون واقعا تضمینی نیست................هیچ کس لیاقت اشکای تو رو نداره اونی هم که داره هیج وقت اشکاتو در نمیاره...........من نمیخوام تو بهم وابسته بشی........
پسرک گفت: ولی شدم
دخترک ادامه داد:اگه بهم وابسته بشی وقتی من نباشم ضربه میخوری و من اینو نمیخوام................من میخوام که بدون من موفق بشی ..........حتی اگه من نباشم..........
.......................
صحبتشون خیلی طولانی شده بود..........
دخترک گفت: بهم قول بده که اگه یه روزی من نبودم بازم موفق بشی ...........بهم قول بده که اگه من رفتم ضربه نخوری
ولی............
ولی اینبار پسرک بود که گفت: هیچ تضمینی نیست
تشنه نوازشم خسته از خستگیهام
وقتی که دستای من گرمی دستی میخواد
وقتی یه لحظه خوشی به سراغم نمیاد
تو میتونی غمهامو خاک کنی
گونه های خیسمو پاک کنی
تو میتونی دلمو شاد کنی
منو از درد و غم ازاد کنی
ما همیشه عاشقیم تو همیشه عاشقی
تویی که مشوق لذت دقایقی
به تن مرده من تو میتونی جون بدی
به رگهای خشک من قطره قطره خون بدی
وقتی که شب میرسه آسمون سیاه میشه
غم و غصه تو دلم قد یه دنیا میشه
وقتی که دستای تو خونمون در میزنه
دل من پشت دیوار از خوشی پرپر میزنه
تو میتونی.....................
شعر هم که طبق معمول مال خودم نیس
آقا حالم این چند روز گذشته خیلی گرفته بود چون با یکی از بروبچز کنتاکت داشتم اسیدی که خوب..........تموم شد.
البته من براش متاسفم چون...............بالاخره دوستی با منو از دست داد.
از امروز یه مقدار حالم بهتر شده میخوام بتر کونم رفاقتو.............
هر کی پایست بیاد جلو واسه رفاقت ......................در ضمن اینم واسه کسی که داره الان این متنو میخونه: دوستت دارم ۶۶ تا
انگلیس : I Love You
ایران : Tora doost daram
ایتالیا : Ti amo
آلمان : Ich liebe Dich
ترکیه : Seni Seviyurum
فرانسه : Je t'aime
یونان : S'ayapo
اسپانیا : Te quiero
هند: Mai tumase pyre karati hun
عرب : Ana Behibak
بازم ایران : Man dooset daram
ژاپن: Kimi o ai shiteru
یوگوسلاوی : Ya te volim
کره : Nanun tangshinul sarang hamnida
روسیه : Ya vas liubliu
رومانی : Te iu besc
ویتنام : Em ye^u anh
اکراین : Ja tebe koKHAju
تونس : Ha eh bak
سوریه و لبنان : Bhebbek
سوییس و آلمان : Ch'ha di ga"rn
سوید : Jag a"Iskar dig
آفریقا : Ek het jou liefe
ایالت باواریا آلمان : I mog di narrisch gern .
مزرعه
زردی گندمزار
مترسک میدانست تا او باشد
کلاغ ها از گرسنگی میمیرند
فردا
مترسک خود را کشته بود
او تازه کلاغها را فهمبده بود
بی تو باید دگرآن دفتر بست
بی تو باید ز همه دل زد و مرد
به فنا حسرت خورد
تو در این لحظه سرپیچی من خاموشی
محضر عشق تو و لحظه هایی همه ناب
دست در دست سکوت می نوسم بر آب
این حقیرانه ترین هدیه من
این قبا از سر و جان و تن من بر قد تو
آ فردا چه می آید پیش
تو به فکری مانی که ازین سر نروی و به غشقی که ازین دل نروی
من به دستان خیال انگیزم
طرح ریزم همه از قصه نور لحظه هایی همه از جنس بلور
در همه فردایم
گرمای دمت حک شده است ای ـ ـ ـ ـ
این شعر از خودم نیست
سپاسگذارم
بخاطر اینکه زمان را آفریدی
تا من بتوانم در لحظه ای
هر آنچه را که بر من اتفاق افتاده فراموش کنم
و این به این معنی است
که میتوانم دوباره آغاز کنم